ARUSHA CONSULTING & CONSTRUCTION MANAGEMENT, CORP. Professional Construction Services, Architectual, Engineering and Environmental

Go to content

Main menu

51-Good News

Brain Virus


خبر خوب




مرا دریاب و دُریابم  من ایرانم خود ایران            همان پروردگار زال و رستم، آرش و بیژن


سالیان درازی از عمر ما ایرانیان ( آزا ده گان) میگذرد که از  نسیمی موافق و خوش خبر و امیدبخش که   چهره هایه  افسرده ی ما را نوازش کند خبری نبوده است.

این روزگاره بی رحم حتا برای خاطر خدمات  انسانی وپیشرفته ی که  گذشتگان ما نسبت  به انسانیت و به هم نوع خود پیشکش کرده بوده اند،  از انداختن یک  گوشه چشمی از مهر و مهربانی  نسبت بما را  دریغ داشته است.

از فردوسی بزرگ:

جهانا سراسر فسوسی و باد                  بتو نیست مرد خردمند شاد
زمانه بیکسان  ندارد  درنگ       گهی بهره نوشست و و گاهی شرنگ
سرای سپنجی بدینسان بود             یکی خوار و دیگر تن آسان بود
چنینست گیتی و زان ننگ نیست              ابا کردگار جهان جنگ نیست

و اماً

شما تصور میکنید که فرزندان کوروش بزرگ و فردوسی ها را میتوان همیشه چنین گوشه گیر و سر بزیرنگاه داشت.

هر گز خورشید برای مدت طولانی پشت ابرها نمی ماند.

از مهرآفرین دلاور:

مرا دریاب و دُریابم  من ایرانم خود ایران            همان پروردگار زال و رستم، آرش و بیژن
ما ز اسب افتاد گانیم ای عزیزان نی ز اصل       می توان ماهیت کمگشته را احراز کرد
می توان تا بی کران آرمان پرواز کرد         می توان دروازه های آرزو را باز کرد

فرهنگ و تمدن  پیشرفته و انسان دوست و انسان نواز ما ایرانیان را  هر گز نمی توان برای مدت دراز از دید  جهانیان پنهان کرد.
اگر چه پنهان کردن چنین فرهنگ پر ارزش از اشتباهات آدمیست، ولی در پنهان نگهداشتن وممانعت  از خدمات و  سازنده گی آن  به جامعه بشیریت  خطاییست بمراتب بزرگتر.
 
از فردوسی جاودان:

نخواهم بگیتی جز از راستی     که خشم خدا آورد کاستی
ور آنکس که او باز ماند ز خورد       ندارد همی توشه از کار کرد
چراگاهشان بار گاه من است      هر آنکس که اندر پناه من است

و اما

از نقش زمان، یک متغیر زنده، و اثراتش در اجرا و ساختن « طرح و پروژ انسان»، در مسیر زندگانی روزمره نباید بی توجه، گذر کرد.

 و همچنین از پدیدار کردن  فرآوردها و اتفاقات  غیر قابل  پیشبینی  شده توسط زمان  هر گز نباید  غافل شد.

نقش زمان در ساختن و بنا کردن «
طرح و پروژه انسان »  بینهایت قابل توجه و شناخت می باشد
.
توجه داشته باشید که  زمان متغیر و اندازه آن در معادله ی مربوط به ساختن «
طرح و پروژه انسان» با زمان متغیر و اندازه آن در معادله ی تولد و وفات آدمی بسیار متفاوت می باشد.

اندازه زمان در معادله ی تولد و وفات آدمی باچند سال کم و بیش کاملاّ شناخته شده می باشد.  
در حالی که اندازه زمان در معادله ی بنا کردن و کامل کردن ساختمان «
طرح و پروژ انسان» حد و حدودی ندارد.

از فردوسی سخنور:

نه مرگ از تن خویش بتوان سپوخت     نه چشم زمان کس به سوزن بدوخت
که گردون نگردد مگر بر بهی        به ما باز گردد کلاه مهی

صحبت از عامل  زمان کردیم,  بدانید که، زمان باز گشت به هویت ایرانی خویش، و بیرون آمدن خورشید پر فروغ و پر ارزش فرهنگ و تمدن سازنده و انسانی  ما آزده گان، از پشت ابرهای تیره و ضد بشری،  بسیار نزدیک است.

ازفردوسی توانا:

بگفتا بّرستم،  غم  آمد به سر          نهادند رستمش نام پسر
که گردون نگردد مگر بر بهی          به ما باز گردد کلاه مهی

و اماٌ
در باره اشتباهات ما آدمیان:

در اجرا و  ساختن «
طرح و پروژه انسان» ما و هم کلاسیهای ما, مرتکب اشتباهای بسیاریمیشویم که

اجرا وساختن
«طرح و پروژه انسان» را برای زمان اندکی به تآخیر میاندازد ولی هرگز متوقف نمی کند.

در ساختن و بنا کردن « طرح و پروژ انسان»  ما نا گزیر مرتکب اشتباهات زیادی میشویم.

درست بمانند کودک تازه به دنیا آمده که بارها زمین میخورد تا راه رفتن را بیاموزد.

ما هم برای اموختن راه رفتن و زندگی کردن  بمانند انسان، بارها با  اشتباه کردن  به زمین می خوریم.

برای مثال:

اگر ماها اشباه نکرده بودیم,  نمی بایست تمدن و فرهنگ انسانی و مهربان و انسان دوست خود را  با فرهنگی که  برای یک مشت آدم عقب افتاده در آن زمانها و برای سرزمین همان  جاهلان مناسب بود تعویض میکردیم.

و یا اشتباه بزرکتر از آن را کسانی مرتکب شدند که  با استبداد و زور، فرهنگ جهالت و نادانی را جای گزین فرهنگ و تمدن پیشرفته و انسانی کردند.

حتماّ می بایست شرایط بهداشتی  فکری و اندیشه ای این نوع همکلاسی ها  را که با زور و استبداد سایر همکلاسی های خود را وادار به پذیرش چنان فرهنگ ضد انسانی و واپسگرا کردند،  از نظر آلوده بودن به ویروس های ضد بشری  مورد برسی قرار داد.

این  همکلاسی های مبتلا به ویروس ضد انسانی، خودشان بیشتر رنجور و کلافه و خسته و درمانده می باشند.

 و در واقع اعمال و رفتار غیر انسانی انها یک نوع فریاد بلندیست برای  کمک گرفتن.

ولی شوربختانه برخی از ماها و همکلاسی ها،  صدای داد و فریاد کمک خواستن آنها را نمی شنویم.  

هیچ آدمی با داشتن « مغزو اندیشه» سالم، زندگی  غیر انسانی و ضد بشری را انتخاب نمی کند.   


و هیچ آدمی با «اندیشه  و مغز»  سالم و تندرست همکلاسی های خود  را مبتلا به ویروسهای ضد انسانی و ضد بشری نمی کند.

همانطوریکه میگویند:

یک دیوانه سنگی در چاه می اندازد که سد عاقل نمی توانند آنرا از چاه در بیاورند.
 
شوربختانه ویروس های خویش ستیزی و انسان ستیزی،  در اندیشه آدمها، خود را به شکل دوست دانا جا میدهد.

از فردوسی بی همتا:

چنان بد که ابلیس روزی پگاه       بیامد بسان یکی نیک خواه

فراموش نکنید که مرتکب اشتباه شدن، جزیی از زندگی ما انسانها می باشد و ما  هرگز نباید خود را پس از مرتکب شدن آن  ملامت کنیم.

همانطوریکه می گویند:

دیکته ننوشته شده هیچ غلطی ندارد.
  
لیکن تکرار انها از خرد بدور است.

 از فردوسی روان شاد:

ندانسته در کار تندی مکن       بیندیش و بنگر ز سر تا به بن

واما

اگر میخواهید اندیشه خود را بپرورانید هر گز از آموختن دست بر ندارید.

از فردوسی رایمند:

چو دیدار یابی به شاخ سخن     بدانی که دانش نیاید به بن

اگر ما انسانها براستی جویایه شناخت خود وهستی هستیم, لازم است در ابتدای کار از تن و مغز خود نگاهداری بکنیم و نگذاریم  که اشتباهات برخی از همکلاسیهای آلوده  به  ویروسهای نا سالم،  گزندی به آنها وارد کنند.

نظرات و عقاید خام و نپخته و موقتی و زود گذر و احساسی و سیاسی  در مورد انسان و انسانیت، فراوان وجود دارند که میتوانند فکر و اندیشه آدمهای ساده اندیش و ساده نگر را به راحتی  آلوده به ویروس های خویش ستیزی و ضد انسانی بکنند.   

از فردوسی خداوند خرد:

کسی کو خرد را ندارد ز پیش        دلش گردد از کرده ی خویش ریش
خرد چشم جان است چون بنگری         تو بی چشم شادان جهان نسپری
بگفتار دانندگان راهجوی             بگیتی بپوی و به هر کس بگوی


واما ارزش ما آدمها:

ما باید به ارزش و توانیهای استسنایی خودمان کاملاَ واقف باشیم، و نگذاریم که برخی از همکلاسی های آلوده به ویروسهای خود ستیزی و انسان ستیزی با اشتباه کردن، بما گزند و آسیب  رسانند و یا به مقام انسانی ما  بی حرمتی روا دارند.   

از فردوسی خداوند سخن:

زه راه خرد بنگری اندکی      که معنی مردم چه باشد یکی
ترا از دو گیتی براورده اند       به چندین میانجی بپرورده اند
نخستین فطرت، پسین شمار         تویی، خویشتن را به بازی مدار

یکی از بزرگترین اشتباهات که برخی از آدمها  مرتکب میشوند این است که برای  درست کردن و یا بهبود بخشیدن شرایط زندگی و روابط بین  آدمها، به راهایی مجازی و غیر انسانی و موقتی  متوسل میشوند.
و برای قبولا ندن  آن روشها مجبور میشوند که به  دروغها و نا راستیهای مصلحت آمیز متوسل شوند.

شوربختانه این چنین روشهایی اگر چه برای مدت کوتاهی مشکلات زمان را بظاهر حل میکنند ولی گرفتاریها و خسارتهای بسیاری بدنبال دارند .

بمانند اثرهای مضر جا نبی  برخی از داروها.

همانطوری که حافظ بزرگ گفته است:

عیب درویش و توانگر بکم و بیش بدست         کار بد مصلحت آن است که مطلق نکنیم

و اما بپردازیم به خبر خوب:

این خبر خوب نه تنها برای آزدگان میباشد بلکه تمام بشریت روی زمین، از نور و مهر آن بهره خواهند برد.
.
زمان و گاه  بیرون آمدن  آفتاب درخشان فرهنگ و تمدن ما ایرانیها، از پشت ابرهای کدر و واپسگرای ساخته شده  بدست  بی خردان و خود ستیزان و آلودگان به ویروس های خویش ستیزی و انسان ستیزی،  رسیده است.

از فردوسی پاک نژاد:

بدانستم آمد زمان سخن       کنون نو شود روزگار کهن

همانطوریکه گفته شد خورشید هر گز برای زمان طولانی پشت ابرها نمی ماند.

فرزندان  فردوسی و سعدی و حافظ و خیام و سایر بزرگان و دلاوران سرزمین همیشه جاوید  ایران  و همچنین  فرزندان  شاهان سربلند و ایران دوست, بمانند کوروش و داریوش و خاندان همیشه پاینده پهلوی, در خارج از سرزمین آبا د و اجدادی خود, اما در سرزمینهای که ارزش انسان و انسانیت حرف اول را میزند, چنان اسب پیشرفت و ترقی و موفقیت و سرافرازی را به جولان در آورده اند که بدون
شک و بزودی گردو غبار  نشسته روی فرهنگ و تمدن ایران کوروشی را کنار زده وآن مروایدها و گهرهای پر بهای انسانیت وانسان دوست  را با عشق وزیبایی پاک مجداّ به جهانیان پیشکش خواهند کرد.

در این زمان و لحظه که نور انسانیت خود را نمایان میکند، از همکلاسی های خود ، که فکرها و اندیشه های انان  از  گرفتای های نا درست و غیر انسانی در رنج و بی قراری میبا شند، می خواهیم که بما بپیوندند.

ما ایرانیها با تمدن و فرهنگ انسان دوست خود, هر گز بدنبال انتقام جویی و آزار هم کلاسیهای خود که ندانسته و بی خردانه  باعث  گرفتاریهای زیادی برای بشریت شده اند  نیستیم، بلکه آماده هستیم که با آنها  همکاری و دوستی بورزیم تا آنها خود را از قل و زنجیر جهالت و نا دانی رها سازند.

یاد آور میشوم که برای ساختن و اجرای «طرح و پروژه انسان» ما به همه نیروهای هم کلاسیهای خود نیاز داریم.

 از سعدی بزرگ:

رسد آدمی بجایی که جز خدا نبیند    بنگر که تا چه حد است مفام آدمیت

پایان- نیویورک- ژانویه 2015- بزرگمهر


 
Back to content | Back to main menu