ARUSHA CONSULTING & CONSTRUCTION MANAGEMENT, CORP. Professional Construction Services, Architectual, Engineering and Environmental

Go to content

Main menu

00000-Dard Bozorg

Brain Virus

درد بزرگ!

 درد بزرگی روی دل من  سنگینی میکند و راه دیگری نمی بینم جز اینکه  با شما در میان بگذارم..
 
باور دارم که کسان دیگری نیز هستند که جنین دردهای سنگینی را سالیان زیادی است که با خود حمل میکنند.

من با باور داشتن به ایرانی بودن خودم, خود را وارث تاج وتخت فرهنگ کهن ایران میدانم.
من خود را مسئول همایت و نگهداری از ارثیه ای که مادران و  پدرانمان برای ما گذاشته اند میدانم.
من نمی توانم باور کنم که آدمی میتواند, زمانیکه  شرایط و گرفتاری های هم میهنان و هم نوعان انسانی خود را شاهد باشد,  چنین بی توجه و دقت بماند و به این سادگی ها مثل برخی از هم میهنات از آن بگذرد.  من اطمینان دارم که حتمأ این گروه از هم میهنان درخواب بی هوشی و بی حسی  هستند که ویروس ضدانسانی و خویش ستیزی در مرکز اندیشهای آنان بوجود آورده است  
.
من از سوی دیگر باور دارم که آفریننده,  من را از جنس انسان درست کرده.
برای همین دو دلیل ایرانی بودن و انسان بودن, خودم را بیشتر مسئول دفاع و نگهداری فرهنگ زیبا و انسانی ایران کهن میبینم.
درد بی اندازه بزرگی که روی دل من سنگینی میکند, با گذشت زمان روز به روز بیشتر میشود.
من از ایرانهای گرامی پزسشی دارم که ایا امکان دارد, با توجه به شرایط امروزی ما ملت نجیب و انسان دوست
, آدمی بی احساس و تماشاگر باشد.
خواهشمندم توجه کنید که احساس مسئولیت کردن نسبت به میهن و هم میهنان و بطور کلی نسبت به همنوعان انسان خود, هیچ الزامی به آلوده شدن به سیاست بازیهای جهانی ندارد.
بویژ اینکه دخالت کردن در سیاست نیاز به دانش سیاسی دارد.
برخی از هم میهنان گرامی برای راضی و قانع کردن وجدان خویش,
سیاست بازی های جهان را بهانه میکنند تا از مسئولیت انسانی و میهنی  خویش شانه خالی کنند.
من هر زمان که در این موارد  با برخی از هم میهنان گفتگو میکنم, با تائسف به درد روی دلم اضافه میشود.
وقتی که میبینم چقدر ساده اندیش هستند و چگونه مرکز اندیشه ای بدن آنان آلوده به ویروس خود و انسان ستیزی میباشد.
همین گروه هم میهنان به درد دل من چنان می افزایند زمانی که میبینم با شکمهای سیر شده  در هوس سیاست بازی هستند.  همین گروهی که سیاست را بهانه شانه خالی کردن از مسئولیت و تعهد خود در برابر میهن, هم میهن و انسانیت میاورند, چنان مسائل سیاسی جهان را تجزیه و تحلیل میکنند که گو یا خودشان طراح ان بودند.
روزی در گفته مانی که با یکی از هم میهنان در همین موارد داشتیم, من چنین گروهی را  بیمار خواندم که البته  خودشان نمیدانند که بیمار هستند. هم میهن نازنین بنده بسیار از اینکه آنها را بیمار خواندم ناراحت شدند
و گفتند که من نباید کلمه بیمار را نسبت به این گروه استفاده بکنم.    و ایشان در مقابل دفاع از این گروه گفتند که هر کسی ازاد هست که عقیده خود را بیان کند.  باور کنید  درست مثل ان بود که کسی نمک روی زخم بپاشد, درد دل من جند برابر شد.
بعضی زمانها ما واقعأ به گفته ها و اندرزهای بزرگان هم میهن خودمان که با ظرافت و نازک بینی بی سابقه ای در راهنمایی  ماه ها گفته اند بی توجه ای و  
.  «طرف  را تو ده راه نمیدند, دنبال خانه ی کد خدا میگردد.» بی دقتی میکنیم مثال:
و یا به قول مهر آفرین
شتر و با بارش را  دزدیدند  و ما دنبال افسارش میگردیم-
چگونه میشود ان گروه مبتلا به ویروس

«ضد انسانی وخویش ستیز ی»
را آگاه کرد و جلوی بیشتر ضرر بخود و انسانیت رسانیدن  را گرفت؟
باور کنید که هیچ نیازی نیست که آدمی کتابهای زیادی بخواند و یا بزگترین دانشگاهای جهان را تمام کرده باشد تا بتواند خوب را از بد تمایز دهد.

د
قت کنید ببینید که سعدی بزرگ چگونه بما اندرز داده است

برگ درختان سبز در نظر هوشیار             هر ورقش دفتری معرفت کردگار

بزرگان شعرو ادب ما با کمان شجاعت و حس مسئولیت اندرزهای فراوانی به ماها دادنند تا ما خویشتن را از قل وزنجیر بردگی  نا فرهنگی  برهانیم و به شکوفایی و بزرگی که درخور ما ایرانیها می باشد بر گردیم.  ولی متاسفانه ان دلاوران و عشاق فرهنگ و ادب ما ایرانیها, از رشد و نمو چنین ویروس ضد انسانی و خویش ستیز ی غافل شدند.
بنابراین تمام آثار و دست رنجهای آنان زمانی در ما ایرانیها نفوذ و جای گذین میگردند که ما قادر باشیم این ویروس های  فرهنگ کش و  خویش ستیز و ضد انسانی را از  دستگاه و مرکز اندیشه ای خودمان بیرون کنیم.
اگر هنوز برخی از شما ها متوجه نشده و خود را کاملآ پاک و سالم میدانید بد نیست که یک مقداری به حرفهای که این روزها
در بین ماها رد و بد میشود  دقت و دوباره اندیشه بفرماییم و به در خواب بودن و در غفلت بودن خودمان پی ببریم.:  

بنظر شما مصدق از شاه بهتر بود یا خیر؟
بنظر شما 28 مردارد کودتا بود یا خیر؟
بنظر شما حافظ بجه باز بود یا خیر؟
بنظر شما پادهشا
هان  ایران تمامأ ضالم بودند یا خیر؟
بنظرشما انوشیروان عادل ضالم بود یا خیر؟
بنظرشما کاخهای پادشاهان تمامآ با ضلم ستم ساخته شده بود  یا خیر؟
بنضر شما  دوران پاده شاهی در جهان از مد افتاده یا خیر؟
 بنضر شما تنها رژیم مناسب برای ما رژیم جمهوری میباشد یا خیر؟
بنظر شما  شاه بهتر بود از خمینی  یا خیر؟
بنظر شما ما خودمان در سرنوشت میهن خود اختیاراتی داریم یا خیر؟
بنظر شما روان شاد محمد رضا شاه آری مهر  داشت ما را با سرعت زیادی به پیش میبرد یا خیر؟
بنظر شما لازم است که ما هفتاد میلیون  تن سیاستمدار در کشورمان داشه باشیم یا خیر؟

بظر شما ماها سزاوار جنین رژیم های کهنه و پس گرا هستیم یا خیر؟
بنظر شما نشستند و از گذشته خود گفتگو کردن باید کماکان ادامه داشته باشد یا خیر؟
بنظر شما اندیشه های سالم میتوانند مبتلا به ویروس های ضد بشری شوند یا خیر؟
بنظر شما امکان اینکه برخی از هم میهنان ما گرفتار ویروس ضد بشری و خویش ستیزی  شده باشند هست یا خیر؟
بنظر شما میتوان چنین آ دم ها را بیمار خواند یا خیر؟
بظر شما دلیل خواستی دارد که کشورهای مانند کشور ما ایران را جهان سوم به خوانند یا خیر؟
بنظر شما ما میتوانیم در زمان حال خود را از فرزندان فردوسی بنامیم یا خیر؟
بنظر شما برای بدست اوردن تندرستی میتوانیم ویروسهای جهالت آور را از بدنهای خود بزداییم یا خیر؟
بنظر شما پاک سازی خودمان بدون آزار و رنج امکان دارد یا خیر؟
 بنظر شما رنج بردن برای آزاد  زندگی کردن ارزش دارد یا خیر؟
بنظر شما ما میتوانیم خودمان را از قل و زنجیر نا فرهنگی برهانیم یا خیر؟
بظر شما ویروسهای جهالت و خود ستیزی و ضد بشری موافقت میکنند که از بدن ما خارج شوند یا خیر؟

و اما با توجه به توانایی ونا توانی  خودمان واینکه گفته اند:  اگر دردم یکی بودی چه بودی؟

بنظر شما چه باید کرد؟

بنا بر گفته بزرگ مرد فرهنگ ایران مولوی و تفسییر زیبای کدبان شهبازی این  گروه در خواب مانده یا در حال جنگ و ستیزه با اتفاقات گذشته هستند ویا نگران آینده, و بطور کلی از زندگی کردن در حال حاضر غافل هستند.
این گروه از همنوعان ما با اینکه ظاهرآ در حیات هستند ولی متاسفانه  زندگی نمی کنند.

یکی از مضر ترین اثرات این ویروس خویش ستیزی و ضد و دشمن بشر و انسانیت, اثر بی هویت کردن آدم  آلوده به ویروس میباشد.

این بیماری بی هویتی خود زاینده ناتوانیهای دیگری هست بمانند: بی شخصییتی, بی غیرتی, بی مسئولیتی, بی وطنی, سرافکندگی, نا امیدی, خویش آزاری, فرتوت و قوز کرده, نوکر معاب, افسرده و گوشه گیر, و سرانجام خواب و نادان درست بمانند اآن گروه هم میهنان  در خواب.

باور
کنید که نمی خواهم زیادی بنویسم ولی دلم پر از درد است.
نمی توانم قبول کنم که سرزمین کوروش بزرگ , فردوسی, سعدی, حافظ, مولوی, و رضا شاه کبیر, محمد رضا شاه آریامهر شده سرزمین ترس و وحشت شده باشد.
نمی توانم بپذیرم و اجازه دهم که مرا بعنوان آدمی از جهان سوم و بی تمدن بشمار آورند.

حتا اگ من  از سهم خودم نیز بگذرم نمی توانم اجازه بدهم که به کوروش من که سالهای بسیاری پیش منشور آزادی بشر را به جهانیان پیشکش کرده  کوچکترین بی احترامی را روا دارند.
اجازه بدهید که نوشته خودم را به پایان برسانم چون بر خلاف انتضار من نه اینکه دردم کمتر نشد بلکه درد دلم سنگینتر هم شد.
چا ره دیگری نمی بینم  که برا ی تسکین دادن دل خویش, اولآ همه شماها را برای تندرستی و رهایی از ویروسهای ضد انسانی, به پروردگار یکتا بسپارم

و دومآ در اینجا و در برابر هم میهنان و در برابر آیندگان و تاریخ به نادانی د بی خبری و کم دانشی خودم در زمانیکه مام وطن و پدر بزرگم شاه شاهان روان شاد
محمد رضا شاه
آ
ریا مهر
گرفتار بازیهای کثیف و اشتباه و غیر انسای جهانیان شده بودند, مهر سکوت را انتخاب کردم.

امیدوارم که بازماندگان خاندان نجیب و ایران دوست پهلوی پوزش من را بپذیرند و مرا به بخشند.

من اطمینان دارم که روح بزرک و مهربان  شاه شاهان محمد رضا شاه آریامهر من , فرزند خود راه از خیلی پیشترها بخشیده است.

نیویورک ژانویه دو هزار و پانزده

بزرگمهر


 
Back to content | Back to main menu